امام رضا عليه السلام

متن ادبی «رضای آل محمد»

... و شبکوران، زهر جفای خویش در انگور ریختند، تا آفتاب خراسان را به کسوف وا دارند؛ اما خورشید دین، پیوسته پاینده است و نور خدا، هماره تابنده. شیفتگان معارف شیعی، هنوز هم شعر ادب و اخلاق را در مکتب رضوی می‏سرایند و... هزار هزار خورشید، سر بر آستان قدس او می‏سایند؛ همو که نعمت «ولایت» بر ما بخشید و فقط رضای خدا را می‏طلبید. رضای آل محمد بود... و ما را فرمود:
«مَنْ فَرَّجَ مِنْ مُؤمِنٍ، فَرَّجَ اللّه‏ُ عَنْ قَلْبِهِ یَوْمَ القِیامَهِ»؛
هر آن کس شعر «نیکی» را سراید *** و اندوهی ز خاطرها زداید
خدایش نیز در روز قیامت *** گره از کارهایش می‏گشاید
------------------------------------------------------------

متن ادبی «در آغوش آسمان»

او در میان بهشت رویید.
وقتی در آغوش آسمان به روی موسی بن جعفر علیه‏السلام لبخند می‏پاشید، طراوتش تمام آسمان را تازه می‏کرد.
تا پایش به زمین خشک رسید، برکت، تمام زمین را در آغوش کشید. هیچ کبوتری در بند نماند. آب و نور از آسمان سرازیر شد و زیر پاهای کوچکش، چشمه جان گرفت.

---------------------------------------------
ستاره هشتم
هفت ستاره، میان آسمان نور می‏پاشیدند. تاریکی از زمین و زمان رخت بربسته بود. ایمان و نور، میان انسان‏ها تقسیم شده بود. تا ستاره هشتم جوانه زد، آسمان بغل بغل مهربانی بخشید. سهم هر انسانی، ایمان و نور مهربانی شد. ناگهان هزار هزار ستاره از بطن آسمان رویید.

اشارات :: آذر ۱۳۸۵، شماره ۹۱

--------------------------------------------------------